تبليغاتX
بزرگترین وبلاگ هوادارن هری پاتر بزرگترین وبلاگ هوادارن هری پاتر
نویسنده : لرد هری پاتر - ساعت 12:25 روز یکشنبه 1 آذر1388
با سلام

روزی که من این وبلاگ رو افتتاح کردم فکر نمیکردم اینقدر هوادار داشته باشم. البته مخالفانی هم داشتم که زیاد هستند. ولی به کارم ادامه دادم و مطالب و خبرهایی رو گذاشتم که همیشه تک بودن مخصوصا عکسها. وبلاگ ۴ ۵ ماهی هست که غیر فعال شده و میخوام اون رو به شماها واگذار کنم.

 

کسانی که توانایی اداره این وبلاگ رو دارند و دلشون واسه این وب مسوزره خبرم کنند تا باهاشون صحبت کنم و بعد از مذاکره وبلاگ رو بهشون بدم.

 

قربون همتون

 

pooya_pitbull

 

هميشه هري پاتري بمانيد


نویسنده : لرد هری پاتر - ساعت 5:18 روز جمعه 11 اردیبهشت1388

بعد از سیو عکس با سایز اصلیش نشون داده میشه

*** بقیه در ادامه مطلب ***


با سلام. خیلی خیلی شرمنده دوستان گلم هستم به مولا...فکر کنم ۳ ماه میشه وبلاگ از روزهای اوج خودش فاصله گرفته . من وقت زیادی برای آپ کردن وبلاگ (فعلا) ندارم..

اگر کسی مایل به نوشتن مطلب در این وبلاگ به صورت نویسنده هست در بخش نظرات یا از طریق این آیدی بهم بگه تا نام کاربری و رمز عبور واسش درست کنم

دم همتون گرم

 

pooya_pitbull@yahoo.com


نویسنده : لرد هری پاتر - ساعت 10:52 روز دوشنبه 7 بهمن1387
در مصاحبه جدیدی که روپرت گرینت با روزنامه تلگراف انجام داده است، در مورد صحنه بوسه بین خودش و اما واتسون در فیلم سینمایی هری پاتر و یادگاران مرگ صحبت کرده است:

پسر 20 ساله ای که نقش رون ویزلی را بازی می کند، می گوید: “مدت زیادی هست که اما رو می شناسم، با این حساب فکر کنم بد بشه. من واقعا عاشق کتاب هفتم هستم، اما هیچ راه در رویی از صحنه هایی که با هرمیون وجود داره، نیست.”

صحنه بوسه که قرار است ماه بعد فیلمبرداری شود، احتمالا می بایست در برابر صحنه تمام سک؟سی که گرینت در برابر کیمبرلی نیکسون، بازیگر دختر 23 ساله در فیلم بمب آلبالویی انجام داده است، مانند قدم زدن در پارک باشد.


نویسنده : لرد هری پاتر - ساعت 13:5 روز پنجشنبه 14 آذر1387
خبر فوریو در آخر انتظارها به پایان رسید. افسانه های بیدل قصه گو، از جی.کی.رولینگ در سراسر ایالات متحده و بریتانیا در دسترس همگان قرار گرفت.

طرفداران از سراسر جهان نیمه شب گذشته در جشن هایی در کتابفروشی ها و مکان های دیگر، انتشار این کتاب را جشن گرفتند و تا صبح بیدار ماندند.

این کتاب که در آن آثار گرافیکی و طراحی زیادی از جی.کی.رولینگ وجود دارد با چاپی نفیس، لذت یکی از همان هفت نسخه دستنویس اصلی خودش را به همراه دارد.

ماگل نت در بررسی کتاب نوسته است که صفحات کتاب بسیار لطیف هستند و جلد آن هم Hardcover (جلد سخت) با یک پارچه نرم روی آن است. در پایان هر افسانه، چند صفحه اضافی، اطلاعاتی در مورد آلبوس دامبلدور و جی.کی.رولینگ آورده شده است. خصوصیاتی از رولینگ گفته شده که در آلبوس هم همان ها وجود دارد.

انتشارات تندیس همچنان هیچ موضع رسمی در مورد انتشار و یا عدم انتشار این کتاب را اعلام نکرده است.


نویسنده : narssisa - ساعت 13:10 روز جمعه 1 آذر1387
9.jpg-56719

2w7lvd5.png
نویسنده : لرد هری پاتر - ساعت 11:5 روز دوشنبه 20 آبان1387
سلام.دوستان عزیز امروز به جای عکس براتون یه خبر از مجله آوردم.همانطور که میدونید شماره ۲ خبرچین منتشر شده و تا کنون که من دارم این مطلب رو مینویسم تعداد بسیاری از هری پاتریستی های عزیز در حال آماده کردن شماره ۳ هستند.اگر کسی میخواست مطلب یا عکس یا .... رو برای چاپ در مجله با اسم و لینک سایت خودش به مجله ارسال کنه لطفا از طریق این آدرس اقدام کند.ممنون.در ضمن HPRole آماده تبادل بنر با تمام وبلاگها می باشد.

با تشکر

لینک سایت مجله

هـــــــری پاتـــــــــــر فنــــــــــــــز


نویسنده : لرد هری پاتر - ساعت 22:7 روز جمعه 10 آبان1387
باسلام.ایندفه یک سری از عکسهای ایوانا لانچ یا همون لونای خودمون رو براتون گذاشتم... یادتون نره قبل از اینکه سیو کنین حداقل یه نظر خشک و خالی هم بدین.در ضمن یه خبر هم برای هواداران مجله طنز " خبرچین " دارم. خبرچین از وبلاگ به سایت منتقل شده و با این کارش امکانات بیشتری رو در اختیار علاقع منداش قرار داد.یادتون نره که حتما به سایتی که اسپانسر مجلس سر بزنید و در مسابقه بهترین فن فکشن شرکت کنید چون جایزه نفیسی خواهد داشت.مثل گوشی همراه و .....

سایت مجله طنز خبرچین

قربون همتون که نظر میدین

 

***بقیه در ادامه مطلب***


نویسنده : لرد هری پاتر - ساعت 15:33 روز سه شنبه 9 مهر1387
سلام.ایدفعه بازم از اما براتون عکس گذاشتم...چون هیچکس نمیگه از کی عکس می خواد

وقتی سیو کنید با سایز اصلی نشون داده میشن

 

 

 

 ***بقیه در ادامه مطلب***

بابا چرا نظر نمیدین... هر وقت نظر دادین من آپ می کنم....


نویسنده : لرد هری پاتر - ساعت 20:56 روز پنجشنبه 4 مهر1387
با سلام... بلاخره مجله خبر چین هم منتشر شد... برای دانلود شماره اول به این آدرس بروید

با تشکر

 

سایت مجله


نویسنده : لرد هری پاتر - ساعت 23:26 روز پنجشنبه 28 شهریور1387
سلام. می خواستم آخرین اخبار مجله طنز خبرچین رو به هوادارانه پر شمارش اطلاع بدم. خوشبختانه امروز وبسایت خصوصی مجله راه اندازی شد. و شما می توانید با رفتن به این آدرس وارد سایت بشید.

تمام اطلاعات مجله از این به بعد در همون سایت اعلام خواهد شد... و همینطور چاپ مجله... و HPRole دوباره به کار اصلی خودش  بر میگرده

با تشکر از شما که حمایت خودتون رو از ما دریغ نکردین

 

قربون همتوووووووووووووون

 

وبسایت مجله طنز اینترنتی خبرچین(News Monger)


نویسنده : لرد هری پاتر - ساعت 15:23 روز یکشنبه 17 شهریور1387
سلام. چه خبر از بروبکس پاتری؟ می خواستم یه نظر خواهی ازتون بکنم در مورده اضافه کردن یک مجله طنز به وبلاگ... اسمشو گذاشتم "خبرچین" (NEWS MONGER). تو این مجله قراره بهترین فن فکشینها و عکسهای باهال و همینطور خبرهای طنز و .... گذاشته بشه. فعلان ۵۰ درصد کاراش رو انجام دادم فقط میخوام نظرات شما رو دربارش بدونم تا ببینم اگه طرفدار داره چاپش کنم... راستی شما ها هم می تونین توش شرکت کنین

در ضمن اسم تمام کسانی هم که مطلب یا هر چیز دیگه ای هم بفرستن در مجله به همراه لینک وب سایت یا وبلاگشون چاپ میشه

فقط فعلان لازمه که بگین آره یا نه

منتظره نظرتون هستم.

 

آپدیت:

با سلام. یکی از دوستان هری پاتری نظری داده بودن که من رو متهم به کپی برداری از یک طرح دیگه ای که به تازگی راه افتاده هست کردن.

ایمان:سلام.
سعي كن يكم خودت ابتكار كني نه از طرح مردم كپي برداري!!!
ديگه الان همه طفره زن رو ميشناسن،واقعا كار اشتباهي بود...

من نمیخوام توهین کنم ولی مگر در دنیای هری پاتر فقط طفره زن اولین مجله اینترنتی هست  که این حرف رو می زنید؟

ولی چند نکته رو به صورت خلاصه میگم که سو تفاهم به وجود اومده بر طرف بشه..

 

نکته۱: خبر چین یک مجله طنز هست

نکته۲: طفره زن یک مجله خبر رسانی هست

نکته۳: به غیر از طفره زن باز هم مجلات دیگری هست که در صورت لزوم لینک اونها رو هم خواهم گذاشت

نکته۴: اگر آرشیو دانلود وبلاگ رو نگاه کنید در این وبلاگ توسط شخص خودم یک فن فکشن ساخته شد که هنوز تمام نشده

نکته۵: خبر چین هنوز  منتشر نشده که بخواد از مطالب طفره زن به گفته شما کپی کرده باشه

نکته۶: اگر کسی یک مجله طنز هری پاتر میشناسه حتما در همین پست اطلاع بده...

نکته۷: اگر کسی یک مجله خبررسانی میشناسه حتما در همین پست اطلاع بده...

فکر کنم دیگه کسی نخواد به خبر چین و اعضای اون تهمت وارد کنه


 

نظرتون چیه؟؟؟


نویسنده : لرد هری پاتر - ساعت 20:56 روز شنبه 16 شهریور1387
 فقط یه چیز میگم و اونم اینه که نظر یادتون نره

 

وقتی سیو کردین با سایز اصلی نشون میده.

 

 

 


نویسنده : لرد هری پاتر - ساعت 0:53 روز جمعه 8 شهریور1387
سلام... دوستان هری پاتری من... یه خبر تازه از هری به دستم رسید که طبق اون مصاحبه هری اعلام کرده بود دچار اختلال مغزی هست... که باعث میشه که حتی بعضی وقتها نتونه بند کفششو ببنده... دکترای دنیل اعلام کردن که این بیماری باعث میشه که دنیل بینایی خودشو از دست به...

حتما منتظر خبرای بعدی باشین


نویسنده : لرد هری پاتر - ساعت 11:0 روز پنجشنبه 31 مرداد1387
سلام... امروز می خواستم ازتون در باره بنر جدید وبلاگ نظر خواهی کنم... در ضمن خودم ساختمش... لطفا نظرتون رو بگین چون خیلی خیلی در روند کار من تاثیر میزاره...

ممنون

در ضمن این عکس ها رو هم تقدیم شما می کنم از بونی رایت

اگه این عکس رو ببینین و نظر ندین خیلی باهالین....

 

 

***بقیه در ادامه مطلب***


نویسنده : لرد هری پاتر - ساعت 13:13 روز چهارشنبه 16 مرداد1387
سلام... بازم از امام جووون عکس آوردم ... فکر نکنم کسی این عکسها رو دیده باشه... شاید هم یکی دونفر دیده باشن... راستی چون من عشق  آما هستم(  منظورم خودش نیست... اندام سکسی شو میگم)  بیشتر از اون عکس میزارم... اگه شما از شخصیت های دیگه عکس خواستین فقط لازمه بهم بگین چون از همشون یک گالری تاپ دارم

قربونه همتون...

از نظراتتون هم ممنونم

 

 

 

 

***بقیه در ادامه مطلب***


نویسنده : لرد هری پاتر - ساعت 21:55 روز سه شنبه 11 تیر1387
سلام... بلاخره من برگشتم... نزدیک به ۲ ماه بود که هیچ آپی نداشتم و امروز این طلسم رو میشکنم تا دیگه این وبلاگ خاک نخوره... البته من از یلدا جون  که تو این مدت جای خالی منو پر کرده بود تشکر می کنم... این هم شما و اما واتسون

 

 

 

***بقیه در ادامه مطلب***


نویسنده : یلدا - ساعت 19:21 روز چهارشنبه 5 تیر1387
 

                                           سلام

دوستان عزیزم       

 منو ببخشید که دیرکردم معذرت می خوام ولی با یک داستان برگشتم 

                                        

بفرمایید امیدوارم از خوندنش لذت ببرید:

 

"تور ماهیگیری اما سوراخ بود"

 

اما کنار پنجره ی اتاش نشسته بود و فکر می کرد به این که خیلی وقت است که دیگر همانند گذشته طرفدار زیادی ندارد و تب و تابش در دنیا خاموش شده است .... باید فکری می کرد باید به روز های گذشته باز می گشت اما چگونه؟ باید طوری نظر ها را به سوی خود جلب می کرد...

اما روز ها روزها فکر کرد و بالاخره به نتیجه رسید بله بهترین راه همین بود هم توجه زیادی به سویش جلب می شد و هم پول بیشتری به جیب می زد .

سر انجام تصمیمش را گرفت و روز بعد پیش دیوید یتیس رفت در حالی که نقشه اش را در ذهنش مرور می کرد خواست در بزند که صدای دیوید توجهش را جلب کرد و گوش داد.

_آره آره باید برای فیلم 7 یه کاری بکنم دیگه نمی خوام اون باشه اعصابم خورد شده دختره ی بی جنبه جنبه ی پول و شهرت رو نداشت از دستش خسته شدم کم کم دارم به این نتیجه می رسم که ... نمی دونم ...

اما کمی تردید کرد منظور دیوید چه بود؟ در زد ...

_بله؟

_منم اما

_اوه تویی؟ بیا تو

اما داخل شد و سلام کرد

دیوید به سردی و جوری که انگار خیلی تلاش کرده بود تا صدایی از خودش در بیاورد

_سلام

_من می خواستم در مورد موضوعی باهات صحبت کنم

_خب؟

اما خودش را آماده کرد گلویش را صاف کرد و گفت

_من دیگه توی فیلمات بازی نمی کنم این استعفای منه ( و این نقشه اش بود خود را آماده کرد که عکس العمل ناگهانی دیوید را ببیند که چشمانش را گرد می کرد و التماسش می کرد بماند و اما می گفت نه نمی تواند سر انجام پس از اینکه دنیل و روپرت را مجبور می کرد بهش التماس کنند و تیتر روزنامه ها می شد و مردم در کوچه و خیابان به او اصرار می کردند بماند و بیشتر قدرش را می دانستند سر انجام با دستمزدی بیشتر قبول می کرد)

اما چه قدر در اشتباه بود دیوید به محض شنیدن این حرف گل از گلش شکفت و گفت:

راست می گی ؟ اشتباه  نکردم ؟ واقعا می خوای بری؟ من موافقم بیا اینم امضای من باقیمانده ی پولتو هر وقت بخوای می دم متشکرم که خودت کشیدی کنار متشکرم

اما ایستاده بود و مات و مبهوت به دیوید نگاه می کرد چه می دید و می شنوید؟ باورش نمی شد....استعفا نامه اش امضا شده روی میز بود و دیوید داشت آن را می بوسید همه چیز تمام شده بود نه تنها به روز ها ی اوج خود بر نمی گشت بلکه به خلسه ی فراموشی فرو می رفت.

فردا در روز نامه چنین دید:

"در پی "اخراج" اما واتسون بازیگر نقش هرمیون گرنجر دست اندر کاران این فیلم بازیگری دیگر را برای ایفای این نقش انتخاب کرده اند بازیگری که به مراتب از اما واتسون زیبا تر و با جنبه تر است گفته می شود که در ابتدای کار مبلغی بیشتر از آنچه اما واتسون تا به حال دریافت کرده به این بازیگر داده شده همه از جمله دست اندرکاران بازیگران و مردم از اخراج اما واتسون خوشحالند و با دم خود گردو می شکنند"

اما دیگر نمی توانست تحمل کند احساس کرد سرش گیج می رود همه چیز را از دست داده بود باورش نمی شد مردم در کوچه و خیابان او را هوووو می کردند و از انتخاب جسیکا(بازیگر جدید) ابراز خوشحالی می کردند... اما باز هم شروع به فکر کردن کرد و این بار هم تصمیمی نا عاقلانه گرفت

اما به دنال آدرس و مشخصات دخترک گشت پیدا کردن او کار چندان سختی نبود به خانه ی دخترک رسید و سرک کشید وااااااای چه می دید این را نمی توانست تحمل کند جسیکا خیلی زیبابود طوری که اما ناخن کوچکترین انگشتش هم حساب نمی شد و وای خدایا بدتر از آن دنیل و روپرت بودند که مانند پروانه دور جسیکا می چرخیدند و سعی در جلب توجه او داشتند دو هدیه ی گرانبها روی میز بود که روی آن نوشته شده بود"تقدیم باعشق به جسیکای عزیز تر از جانم" و روی دیگری نوشته بود"تقدیم به تنها بهانه ی زندگی ام جسیکا و تبریک به خاطر ایفای نقش هرمیون چیزی که لایقش است" که می بایست هدیه های دنیل و روپرت برای جسیکا می بود... اما نمی توانست تحمل کند در یک لحظه تصمیم گرفت با اسلحه ای که در دستش بود بدون یک لحظه معطلی خودش را خلاص کند بیش از این نمی توانست تحمل کند ... در را هل داد و وارد شد و صدایش را ته گلویش انداخت و گفت : اوهوی جسی اوهوی اونی که عزیز تر از جان این دوتا موش خرمایی این دوتا خیانتکار احمق بیا ببینم جسی همراه دنیل و روپرت آمد تعجب و شگفتی و کمی ترس در چهره ی زیبایش دیده می شد ... اما دستش را بالا برد و اسلحه را روبرویش گرفت دنیل و روپرت فورا خود را جلوی او پرت کردند طوری که دنیل جلوی جسیکا قرار گرفت و روپرت جلوی دنیل..

اما پوزخند چندش آوری زد و گفت: ببین روپرت من اصلا حوصله ندارم برو اون طرف....

روپرت از جایش تکان نخورد و اما شلیک کرد جسیکا جیغ بلتدی کشید روپرت افتاد و دنیل جلوی اما ظاهر شد ...

اما: تو هم نمی خوای بری کنار می دونی که به سرنوشت این احمق دچار می شی انتخاب با خودته ...

دنیل به سوی اما خیز برد اما   اما مجال نداد و یک گلوله در مغز او خالی کرد حالا جسیکا با شدت تمام جیغ می کشید چون می دانست تا چند لحظه ی دیگر به دنیل و روپرت می پیوندد و فرار می کرد و اما هم دیوانه وار دنبالش که سرانجام از پشت سر او را نشانه گرفت و .... کارش را تمام کرد...

 

خوب خوشتون اومد ؟

 

                       

 

خوب امیدوارم لذت برده باشید از تابستونتون لذت ببرید

 

                         

 

                              

 

                       خدانگهدارتووووووون تا بعد

 


نویسنده : - ساعت 15:38 روز دوشنبه 3 تیر1387
سلام خوبین

ببخشید که این قدر دیر آپ می کنیم ما.مدیر وبلاگ هم که معلوم نیست کجا غیبش زده...

از این به بعد من سعی می کنم زود به زود آپ کنم.فقط من موندم چرا نظر نمی دین

 

آمار وبلاگ بالاست ولی نظرا کم .خب حالا آپ من

عکس های اما جونم:

اما و رفقا

چقدر زشتن دوستاشخود اما جونم از همه شون خوشگل تره

اینم یکی دیگه

اینم یه خبر از اما جونم:

به گزارش مقاله ای در روزنامه Telegraph & Argus، نمایشگاهی به نام “زنده از لنز، مُرده از لنز” (Live By The Lens Die By The Lens) تصویری از اما واتسون را هم در معرض نمایش گذاشته که چهره ی هرمیون گرنجر است. مایکل هاروی، متصدی بخش هنرسینمای موزه رسانه ملی در مورد این عکس که تا به حال چاپ نشده بود، گفت:

مراحل عکس برداری برای تبلیغات و کالاهای تجاری در طی ضبط فیلم ها صورت گرفته است. یعنی ممکنه برای عکس برداری، کارگردان یک صحنه ی کامل رو مجددا آماده کنه که بعضی از کارگردان ها در این مورد بیشتر از بقیه حساسیت به خرج میدن!”

خب دیگه دوستای جیگرررررررررررر آم تموم شد.

امیدوارم این دفعه نظر بدین

تا آپ بعدی" خداحافظ"

 


نویسنده : یلدا - ساعت 19:37 روز چهارشنبه 18 اردیبهشت1387

 

fgx            yhg          yhg

 

 

 

 

سلااااااااام بر دوستان عزيز هري پاتريست   

 

 

حالتون خوبه؟

 

وای من چه قدرررررررر دیر اومدم

 

ببخشید هم شما هم لرد هری پاتر

 

من چی دارم؟

 

erv

 

د  +  ا  +  س  +  ت  +  ا  +  ن      چی میشه؟ دااااااستاااااااااااان

 

fg

 

 

+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*

+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*+.*

 

 

dfws

 

اما در پانزده سال آینده

 

اما و کیتی دارن با هم حرف می زنن:

 

کیتی:وای اما جون اگه بدونی زندگی مشترک چه قدر خوبه مایکل شوهرم اینقدر به من محبت می کنه من که توی خونه دست به سیاه و سفید نمی زنم همه کارا رو اون می کنه...

 

اما:ا...چه خوب!!!!

 

کیتی:وای اگه بدونی هر روز برام کادو و گل می خره اون واقعا مرد زندگیه...تو چرا ازدواج نمی کنی؟

 

اما(باحسرت):کادو؟ وای من عاشق کادو ام

 

کیتی:آره دیگه کادو های خوشگل و گرون طلا جواهر لباس واسه همینه که از وقتی باهاش ازدواج کردم من دارم خوشتیپ ترین بازیگر می شمو کسی به تو نیگاه نمی گنه هه هه هه (از خنده غش می کند...)

 

اما می ریزه به هم گوشه گیر می شه هی خودشه می خوره و دست آخر که می بینه33 سالش شده و یکدونه خواستگار هم نداره تصمیم می گیره که خودش برا خودش به کاری بکنه:

 

اما:الو سلام دنیل جون خوبی؟

 

دن:بله چی گفتی؟

 

اما:دنیل جون خودتی؟

 

دن: دنیل جون؟

 

اما: ا... خوب آره دیگه عزیزم...

 

دن:عزیزم و زهر مار من عزیز تو نیستم عجوزه...

 

اما:دن این چه طرز حرف زدنه؟

 

دن ادای اما را در می آورد: دن این چه طرزه حرف زدنه؟ برو گم شو ببینم... نقشتو ندارم

 

اما:دن؟!!!

 

دن:دن و کوفت دن و زهر  دن و مرگ... بمیر بابا

 

فردای اون روز دن توی پارک نشسته:

 

اما:سلام دن...

دن:وااااای باز که تویی؟!! عجب رویی داریا... بابا من از تو بدم میاد دوست ندارم ببی...

 

اما:دن با من ازدواج می کنی؟

 

دن:بله؟!!!!!!!!!

 

اما:خواهش می کنم بامن ازدواج کن....!!!!!

 

دن:تو الان از من خواستگاری کردی؟؟؟

 

اما:بله

 

دن:بله و بلا...

 

شرررررررررررررق   زد توی گوش اما

 

دن:اینو بگیر تا یاد بگیری دفعه ی دیگه از من خواستگاری نکنی....

 

اما:دن اگه باهام ازدواج نکنی خودمو می کشم....!!!!!!

 

دن:زوووووووووودتر اگر می ترسی می خوای خودم این کارو بکنم...

 

اما هم در اون لحظه جوگیر شد یا گردن گیر نمی دونم هر چی شد که صداشو محکم کرد و گفت بکش(در حالی که مطمئن بود دن این کارو نمی کنه)

 

و اما دن از جیبش یه هفت تیر درآورد هر هفت تا رو توی مغز پوک اما خالی کرد...

 

روز نامه ی فردا:

 

*دیروز طی حادثه ای دنیل رادکلیف بازیگر نقش هری پاتر اما واتسون بازیگر نقش هرمیون گرنجر را با

 

هفت تیر به قتل رساند به دنبال این حادثه مردم و پلیس در صحنه حاضر شدند مردم دنیل را به خاطر

 

کشتن این موجود اضافی و خالی کردن جهان از وجود وی برایش دست و هورا کشیدند و بدو گفتند

 

حاضرند به پاس این کار ارزشمند هر چه دوست دارد به او بدهند و در این میان بشنوید از عکس العمل

 

پلیس که درخواست جایزه ای برای قدردانی از رادکلیف کرده اند.*

 

 

تموم شد خوب بود؟

 

امیییییییییییییدوارم

 

اگر می خواید بازم داستان بنویسم نظر بدید خواهشا

 

dfsa

 

بااااااااای

 

dfsr


نویسنده : لرد هری پاتر - ساعت 16:37 روز شنبه 14 اردیبهشت1387
با سلام.

امید وارم که حالتون خوب باشه... ببخشید از اینکه چند وقته وبلاگ با عکس آپلود نشده... چون من به اینترنت دسترسی نداشتم... امیدوارم که از من نا امید نشده باشید. بهتون قول میدم که دفعه بعد وب رو با عکس های جدید از دنیای هری پاتر آپ کنم

قربون همتوووووووووووووووووون


نویسنده : - ساعت 20:48 روز پنجشنبه 5 اردیبهشت1387
سلام

خوبین؟؟

خیلی وقت بود که آپ نکرده بودم دلم تنگ شده بود

اینم ازآپ من:

سایت Stylelist.com در بخش جدیدی، انتخاب های خود را برای شیک پوش ترین نوجوانان ستاره را بصورت آنلاین به نمایش گذاشته اند و بازیگران هری پاتر شامل دن رادکلیف و اما واتسون هم در آن لیست هستند. بازیگران هری پاتر در میان لیست کامل از ده بازیگر نوجوان از جمله: جوناس برادرز، زک افران، تیلور سویفت و کریس براون قرار دارند. این سایت خاطر نشان کرده است که اما واتسون (هرمیون گرنجر) ویژگی خاصی در فشن (مدل) زنانه دارد که باعث شده است با سن 17 سالگی ش مورد توجه خاصی در بحث فشن قرار بگیرد. این سایت برای دن رادکلیف (هری پاتر) این طور نوشته است:
“در مورد بازی کردن و انتخاب های لباس خود هری پاتر، دنیل رادکلیف ثابت کرده است که از ریسک کردن نمی ترسد. هر مردی انقدر اطمینان برای پوشیدن لباس های رنگی یا در آوردن لباس ندارد، چه برسد به اینکه او فقط 18 سالش است.”

رادکلیف

daniel radcliff

واتسون


نویسنده : لرد هری پاتر - ساعت 13:44 روز شنبه 17 فروردین1387
گزارش‌هاي تازه‌اي منتشر شده است كه نام دو بازيگر ديگر را براي ششمين فيلم هري پاتر مطرح نموده است. بر اساس گزارش اول، بازيگر جوان تئاتر، “تام موركرافت” به عنوان بازيگر نقش ريگولس بلك در فيلم “هري پاتر و شاهزاده دورگه” انتخاب شده است. اين در حالي است كه در ششمين كتاب پاتر، تنها اشارات مختصري به كاراكتر ريگولس بلك شده است.

از سوي ديگر خبر مي‌رسد كه “چارلي بنيسون” براي ايفاي نقش سنگوييني انتخاب شده است، خون آشامي كه در كتاب ششم يكي از مهمانان جشن اسلاگهورن است. لطفاً توجه داشته باشيد كه هنوز وارنر براز حضور هيچ كدام از اين دو بازيگر را تأييد نكرده است و به همين دليل فعلاً هر دو را شايعه در نظر بگيريد.
عكس‌هايي از اين بازيگران:
تام موركرافت: (1 و 2 و 3 و 4)
چارلي بنيسون: (1 و 2)

منبع: دیوانه ساز ایرانی


نویسنده : لرد هری پاتر - ساعت 15:6 روز دوشنبه 12 فروردین1387
 

کلمنس پوئسی، هنرپیشه ی دختری که در فیلم هری پاتر و جام آتش نقش فلور دلاکور را بازی کرده بود و اخیرا در حال انجام برنامه های تبلیغاتی فیلم جدیدش به نام در بوگز (بوگز شهری در بلژیک است) است، اخیرا با Evening Standard مصاحبه ای انجام داده است و در آن در مورد بازی کردن در یک فیلم هری پاتر به همراه دنیل رادکلیف صحبت هایی کرده است.

“خیلی خوب با هم کار کردیم. بیشتر صحنه های من با دنیل بود و شخصا خیلی تحت تاثیر شخصیتش قرار گرفتم. فکر میکنم داره حرفه ی زیبایی رو ادامه میده و با همه چیز میتونه به عالی ترین نحو کنار بیاد. قدم های محکمی برداشته (فضای مناسبی برای خودش به وجود آورده) و چشم هاش هم اتفاقاتی که در دنیا میافته رو نادیده نمیگیره (به اتفاقات دنیا اهمیت میده) و در هنر هم همین طور هست. فکر میکنم خیلی با ارزش هست، چون میتونست جای خیلی متفاوتی نسبت به مکانی که الان هست باشه.”


نویسنده : لرد هری پاتر - ساعت 10:40 روز چهارشنبه 7 فروردین1387
سلام. فرا رسیدن سال ۱۳۸۷ رو به تمامی ایرانیان تبریک می گم. این اولین پست من در سال جدیده و امید وارم پر برگت باشه

 

 

 

 

اگه خوشتون اومد یه آمار بدین


|